X
تبلیغات
رایتل

دفتر نقاشی و مداد رنگی های 12 رنگی ام را برمیداشتم

فرقی نداشت کجای دفترم فقط بازش میکردم

یک رنگ برمیداشتم و شروع به خط خطی کردن دفترم میکردم

ساده بودن ،اما با عشق .بنظرم بهترین شاهکارهای هنری جهان!

دفترم پر بود از نقاشی هایی که هیچ کجای دنیا همتایی نداشتند



روزی مادرم دفترم را برداشت و ورق زد ،نگاهی بمن انداخت .افسوس را در چهره اش دیدم!

نتوانست درکم کند،فقط خط خطی هایم را دید

شاهکار هایم را دور ریخت و دفتری جدید برایم خرید

شرع کرد به یاد دادن نقاشی هایی از چیزهایی که من هر روز آنها را میدیدم

اما من برای خود یک نقاش بودم،چیز هایی میکشیدم که در هیچ جای جهان پیدا نمیشد!

دیگر از نقاشی لذت نمی بردم

نقاشی را بکلی کنار گذاشتم دیگر از آن خط خطی ها هم خبری نبود...



تاریخ : چهارشنبه 9 بهمن 1392 | 15:18 | نویسنده : vahid | نظرات (24)
.: Weblog Themes By BlackSkin :.

  • انجمن
  • mouse code

    کد ماوس